تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

316

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

و چون اخواننا القائلين به اتفاق كه مىگويند : غير منظم اتفاق افتاده ، قدرت ديدن سر تا پاى جمال جميل و نظام اتمّ و اكمل عالم را ندارند ، اين است كه خطابات شعريه مىبافند در صورتى كه اگر از كنگره و خشت اول نظام وجود نگاه محيط به نظام وجود بياندازند ، جمال اتمّ نظام عالم را تماشا خواهند نمود . الّا اينكه در همين صورت اگر نگاه خود را به ديدن فرد محدود نمايند ، فرد را نسبت به فرد ديگر ، مضر گمان نموده و آن را خلاف نظام خواهند ديد . چنان كه اگر به گرگ نگاه كرده و چنگال منحنى و پنجهء آهنين و دندان تيز و كج او را چون شمشير تيز و كج ببينى و از آن طرف اندام نازك آهو و پنجهء ضعيف و دندان زيباى او را كه در پنجهء گرگ مغلوب و اسير است ببينى ، نسبت به او به خلاف نظام حكم خواهى كرد ، چون از خطاى خود غافلى . اما خودت اگر گوسفندان را با دندان تيزتر و شكم بزرگ‌تر از گرگ خوردى ، هيچ خلاف نظمى نمىبينى با اينكه همان اشكالى كه به گرگ مىكنى ، گوسفند با زبان بىزبانى به تو مىكند . و بالجمله : نبايد فرد را تحت نظر قرار داد ؛ گرچه عالم غير از افراد نيست و نظام ، امر اعتبارى است الّا اينكه اين امر اعتبارى مورد توجه واقع گرديده است ؛ چنان كه تمام عقلاى عالم به حفظ اين نظم - كه تو مىگويى امر اعتبارى است - اهتمام دارند ؛ لذا اگر كسى بخواهد شمشير به دست گرفته و نظم و انتظام تودهء فاضله‌اى را از هم بگسلاند ، تمام عقلا با او مىجنگند . اين جنگها براى چيست ؟ مگر غير از اين است كه مىخواهند انتظام و نظام را حفظ نمايند . پس و لو دست نبريدن از دست بريدن بهتر است ، الّا اينكه بريدن دستى كه نظام عالم را به هم مىزند ، بهتر است و مؤاخذه خود ، جزء نظام است و در سلسلهء نظام مستحسن است . اين است كه سيد مرتضى رحمه الله « 1 » در جواب آن شخص گفت : « دستى كه

--> ( 1 ) - شريف مرتضى ابو القاسم ذو المجدين على بن حسين الموسوي البغدادى ، از بزرگان و فحول علماى اماميه و جامع علوم عقلى و نقلى و فنون ادبى ، و متبحر در ادب و كلام و حكمت و نحو و لغت و فقه و اصول و تفسير و حديث و رجال و شعر و خطابت بوده و تا مدت سى سال امير الحاج و نقيب الاشراف و قاضى القضاة و مرجع تظلّمات و مدرّس وحيد و پيشواى مطلق شيعه بوده و از شاگردان شيخ مفيد است ، برخى از شاگردانش عبارتند از : شيخ طوسى ، ابن برّاج طرابلسى ، ابو الصلاح حلبى ، ابو الفتح كراجكى ، نجاشى و سلّار ديلمى . كتابهاى امالى ، انتصار ، تنزيه الانبياء ، جمل العلم و العمل ، الشافى فى الامامه ، الذخيرة فى الكلام ، الذريعة الى اصول الشريعه ، الناصريات و الفصول المختارة ، همه از تأليفات چاپ‌شدهء اوست . ولادتش در ماه رجب 355 ق . و درگذشتش در ربيع الاول 436 ق . روى داد .